زندانی مهریه (راهکار قانونی) 2

در ادامه.....

3- راهکار سوم که تا حدودی مشکل زوج دراین زمینه را حل نمود این بوده که همزمان بادادن دادخواست مطالبه مهریه از ناحیه زوجه ، دادخواست تقابل اعسار از پرداخت مهریه نیز از طرف زوج داده شود البته این کار با توجه به اینکه مخالف مواد قانونی بوده امکان پذیر نبود تا اینکه ریاست وقت قوه قضائیه جناب آقای شاهرودی شیوه نامه ای در این زمینه تهیه و ابلاغ نمود که راه را در این باره آسان نمود لیکن متأسفانه در این رابطه نیز قضات محترم دادگستری سلیقه ای عمل می نمایند و حتی در یک استان برخی از قضات این مسئله را قبول نمی نمایند و برخی اعمال می کنند.

با توجه به سلیقه ای عمل کردن در این خصوص به نظر می رسد این روش ایمن نبوده و راهکار درستی نیست و برای اینکه به عاقبت الزامی شدن دخالت وکیل گرفتار نشویم راه دیگری باید.

4- راهکار بسیار راحت و مفید ابداعی از ناحیه وکلا این است که پس از صدور حکم و قطعیت آن در زمینه مطالبه مهریه ، زوج چند صباحی مخفی گردد تا حکم اعسار صادر و از جلب رفع اثر گردد که با توجه به اینکه همه ی مردم امکان مخفی شدن برایشان وجود ندارد ( یا به علت شغل یا مسائل دیگر) این روش اصلا جامع و مانع نیست و باید به دنبال روشی بود که همه گیر و جامع باشد و نقصی نداشته باشد

و اما تنها روشی که هم جامع بوده و هم امکان خطا در آن وجود ندارد را در مقاله بعدی به اطلاع دوستان خواهم رساند.

ادامه دارد .....

زندانی مهریه(راهکار قانونی)


در رابطه با مطالبه مهریه حرف و حدیث فراوانی وجود دراد ولی یکی از مهمترین مسائل در این رابطه مسئله اقدام زوجه پس از صدور حکم در رابطه با اعمال ماده 2 می باشد که منجر به زندانی شدن زوج تا صدور دادنامه اعسار یا پرداخت کامل مهریه می شود و اما راهکارهایی در این زمینه پیشبینی شده که در این مقاله به برخی از آنها می پردازیم و در مقاله بعدی نیز دیگر راهکار ها را نقد کرده و راهکار قانونی درستی پیشنهاد می کنیم:

1-یکی از راهکارهایی که عوام مردم به آن چشم امید دارند این است که میزان مهریه در قانون پیشبینی شود و کسی نتواند بیش از آن، مهریه را تعیین نماید و اما اشکال این مورداین است که اگر چنین قانونی تصویب شود مطمئناً از طرف شورای نگهبان رد خواهد شد چرا که این مسئله مغایر شرع انور اسلام است در ثانی از لحاظ قانونی و منطقی هم درست نیست اراده افراد را محدود کنیم پس این راهکار جواب نخواهد داد

2- راه دیگر اینکه اجازه دهیم افراد میزان مهریه را خود تعیین کرده ولی در زمان مطالبه فقط بتوانند مقداری از آن را مطالبه نمایند این راهکار نیز در بین عوام طرفدار دارد اما این یکی بیش از راهکار بند یک اشکال دارد چرا که ما اول اجازه این را داده ایم که اشخاص خود تعیین مهریه نمایند ولی فقط به میزان قانونی را بتوانند مطالبه نمایند به نظر می رسد که این مورد کاملاً غیر عقلایی تر از بند یک باشد چرا که اجازه داده ایم زوجین قراردادی را امضاء نمایند که از نطر قانون هیچ اعتباری ندارد.

به نظر می رسد دو راهکار فوق هیچکدام اصلاً عقلایی و به صلاح جامعه نباشد چرا که قصد و نیت ما از تصویب این قانون جلوگیری از ازدیاد زندانیهای مربوط به مهریه می باشد و از این طریق می خواهیم جلوی زندانی شدن پزشکان ، مهندسین ، اساتید و ..... که افرادی مفید برای جامعه می باشند را بگیریم در صورتی که با تصویب این قانون نمی شود این کار را کرد چرا که به عنوان مثال اگر میزان مهریه را 200 سکه در نظر بگیریم ممکن است برای شخصی پرداخت همین میزان نیز به صورت دفعه واحده امکان پذیر نباشد و باز هم شاهد زندانی شدن وی باشیم پس این راهکار نیز نمی تواند خواسته ما را برآورده سازد

در ادامه و در مقاله بعدی راهکار های دیگری نقد خواهند شد و در پایان بهترین و بی نقص ترین راهکار ارائه خواهد شد تا شاید مد نظر قانون نویسان قرار گیرد.

مطالبه قسمتی از مهریه به نفع کدام یک از زوجین

این بار می خواهم در رابطه یکی از مواردی بنویسم که بسیار مهم و قابل توجه بوده چرا که هر حرکتی در این زمینه می تواند به نفع یا ضرر یکی از زوجین منجر شود.

و اما در این رابطه چون بنده می بایست در کمال بیطرفی نظر دهم پس این مورد را به دو قسمت تقسیم می نمایم:

1- اقدام برای مطالبه کل مهریه:  این مورد بهترین حالت برای زوج است چرا که به قول معروف مرگ یک بار شیون یک بار و به یکباره زوج از مراجعه به دادگاه راحت می شود یعنی یک بار در رابطه با کل مهریه حکم صادر می گردد و در ادامه زوج اعسار داده و دیگر زوجه باید برابر اعسار صادره مهریه را قسطی دریافت دارد پس این مورد برای زوجه بد ترین حالت ممکن بوده و نمی تواند از این اهرم جهت فشار چند باره به زوج استفاده نماید.

2- اقدام برای مطالبه قسمتی از مهریه : به عنوان مثال زوجه از 700 سکه تمام بهار آزادی که مهر باشد 100 عدد را برابر دادخواست مطالبه می نماید و تا هنگام قطعی شدن حکم صبر می نماید و پس از آن 100 عدد سکه دیگر رابه اجرا گذاشته و 7 بار زوج را به داگاه کشانده او را محکوم می نماید و زوج را دچار مشکل کرده و درگیر احکام متعدد و دادخواست های مکرر اعسار مینماید بلکه بتواند از این راه وی را راضی به طلاق توافقی نماید و به نظر می رسد این راه بهترین راه برای زوجه و بدترین راه برای زوج می باشد.

عدم اجباری بودن حضور وکیل باری بر دوش قوه قضائیه


بالاخره نسخ قانون و دستور اجباری بودن حضور وکیل در پرونده های حقوقی برای خود قوه قضائیه و قضات محترم کشور هم دردسر ساز شد و شاهد حدوداً سه برابر شدن حجم پرونده های حقوقی به خصوص خانوادگی در محاکم کشور شدیم.

یکی از مواردی که دخالت وکیل در پرونده های حقوقی را توجیه میکرد عدم تقدیم دادخواست های بی مورد به دادگاه بود چرا که وکیل از دادن دادخواست های بی مورد که نه نفعی برای دادگاه داشت نه برای اصیل نه برای دیگران جلوگیری میکرد و با داشتن دانش حقوقی دعاوی درست را مطرح میکرد

حال با گذشت حدوداً دو ماه از تاریخ نسخ قانون قبلی شاهد سه تا چهار برابر شدن پرونده های ورودی در دادگاهها شدیم حال با توجه به این مسئله و با توجه به اینکه هنوز پرونده های ورودی به اولین جلسه دادرسی نرسیده اند ، جلسات دادرسی دادگاهها و دفاعیات طرفین پرونده که هیچ اطلاعات حقوقی ندارند واقعاً جای دیدن دارد ، وقتی شخصی فرق خلع ید و تخلیه را نمیداند چگونه انتظار داشته باشیم که بتواند درست از خود دفاع کند یا ایرادی که قاضی از وی در باره اشتباه او در طرح دعوی را می گیرد متوجه شود ...