اگر مردي مهريه زن را پرداخت نکند، زن به دادگاه، دادخواست وصول مهريه را مي دهد. دادگاه وارد رسيدگي مي شود و حکم را صادر مي کند. با صدور حکم، در صورت درخواست زوجه، ماده 2 قانون نحوه اجراي محکوميت مالي اعمال مي شود. اگر مرد مهريه را پرداخت نکند، بنا به درخواست زن ،دادگاه ، ماده 2 نحوه محکوميت هاي مالي را اعمال مي کند و مرد به زندان مي رود و تا زماني که دادخواست اعسار ايشان از زندان رسيدگي نشده در زندان مي ماند. البته طبق قانون اعسار، دادگاهها بايد به دادخواست اعسار محکوم عليه به صورت فوق العاده و خارج از نوبت رسيدگي کنند.

 

در حال حاضر رويه دادگاه ها، بر اساس پذيرش ماده 2 است زيرا در ماده 2 آمده است : در صورتي که مرد معسر نباشد به زندان خواهد رفت. برخي مي گويند اين سخن در مرحله ثبوت است و عده اي مي گويند در مرحله اثبات است.

 

در مرحله ثبوت (يعني چيزي که خارج از ذهن، در عالم واقع قرار دارد) معسر بودن مرد براي دادگاه روشن است. اما در مرحله اثبات حتماً بايد براي دادگاه اثبات شود. دادگاه ها با مرحله اثباتي کار دارند نه با مرحله ثبوتي؛ به عبارت ديگر بايد با دليل، مدرک و سند اثبات شود که مرد توانايي مالي ندارد و به زندان بر مي گردد. ماده 3 مي گويد :در حال تحمل حبس بايد دادخواست اعسار به دادگاه ارسال شود و وقتي که از سوي دادگاه اعسار مرد پذيرفته شد، از زندان آزاد مي شود. در  اين صورت است که مهريه با توجه به درآمد مرد قسط بندي مي شود. البته اين تقسيط به معناي آن نيست که زن تا پاي مرگ، اقساط ماهيانه دريافت کند، بلکه چنانچه مرد زماني داراي تمکين مالي شد، زن مي تواند مال را به دادگاه معرفي بکند و بلافاصله دادگاه ها تمام مهريه زن را يکجا  به وي مي دهد.حتي وديعه مسکن را نيز مي توان به عنوان مهريه توقيف کرد.

 

در قانون، بحث اعسار محکوم له مطرح است که آيا بعد از صدور اجرائيه که عنوان محکومُ بِه مصداق پيدا مي کند مي توان به اعسار رسيدگي نمود؟

در متن اجرائيه، يک محکوم لِه وجود دارد که حکم به نفع او صادر مي شود و يک محکوم عليه که حکم  عليه او صادر مي شود و موضوعي که اجرائيه در مورد آن صادر  شده، حکم نام دارد.

 

در ماده يک قانون، اعسار از محکوم له است و همين که عنوان محکوم له پيدا کرد ،بايد قانون اعسار را پذيرفت، براي دادگاه ها منعي وجود ندارد که در فاصله بين صدور اجرائيه و مصداق پيدا شدن يا عنوان پيدا کردن، محکوم له يا محکوم بِه يا محکوم عليه را بپذيرند اما فرصت چنداني نيست. به محض اينکه اجرائيه صادر شود مأمور اجرا مي آيد و مرد را به زندان مي فرستد.